تبليغاتX
مهـــــــــــــــــــــــــرزاد

               اعزامي اعزام شد ....

 

سفري در پيش است !

در دور دست خيال ! جايي نزديك ينگه دنيا ! راهي است كه بايد بروم ...

كاري ناتمام در انتظار من است .. كه بايد تمام شود !

يا كار ، يا ... ! بالاخره يكي از اين دو تمام ميشوند ...

فكر ميكني به موقع بر ميگردم براي فصل مريمي هاي عاشق ؟

فكر ميكني تا چند وقت بعد از رفتن من ،  همچنان مرا به ياد بياوري ؟

فكر ميكني تا چند وقت بعد از رفتن من ،  همچنان دو ليوان چاي روي ميزت باشد ؟

فكر ميكني اگر در ينگه دنيا به من خوش گذشت و ديگر بر نگشتم ، تا چند روز چشم بر آن نور زرد لجوج خواهي داشت ؟

 ! 

انگاري كه باز هم عزرائيل ، خواب و مرگ را به معادله گرفته است ... !

خيلي حرفها باقي مانده است هنوز ... ولي نميدانم چرا حواسم زياد پي آنچه مينويسم نيست ... ولي ميدانم كه بايد بنويسم ... تنها كاري است از بين هزاران كاري كه دلم مي خواهد انجام دهم و ميتوانم انجام دهم .. ! انگاري تا وقتي كه دارم مينويسم وقت دارم ... ! انگار به محض اينكه قلم را به كاغذ بسپارم كسي فرياد ميزند : اعزامي ... اعزام ... !

نميدانم ... چرا فكر ميكنم اين آخرين باري است كه مينويسم ؟ آنهم اينچنين بي پروا ... ؟  بي ملاحظات هميشگي در گفتار ؟

تو ميداني ؟

خيلي حرفها نگفته مانده هنوز .. خيلي نكات كنكوري ديگر بي توضيح و رسيد در اين صندوقچه كه روزي گفتي هر چه ميشنوي در آن دفنش كن ، دفن شده است هنوز ! بي توضيح ...

ميداني و ميدانم كه شايد اين آخرين هاي من باشد ... پس گوش كن و بهانه نگير ..

ميداني كه توي نديده و نشناخته ، چگونه همه هر آنچه در من بود به شمارشي بر هم زدي و مني ديگر ساختي !  

بي تابي نكن ! پيشتر هم گفته بودم .. چيز جديدي در انتظار ما نيست كه از آن بي خبر باشيم ..  

يا بخت يا اقبال  ...

سفري در پيش است ..

سهراب گفت : كفشهايم كو ! و من ميگويم ... كاش ميشد بي كفش راهي شوم ...

عزيز دل اعزامی

همان كوهي باش كه قول داده بودي .. چه من باشم چه نباشم ...  

همان كوه سنگي كه براي من هميشه بوي برف ميدهد ...  

همه هر آنچه گفته بودم به خاطر بسپار ... صبور باش .. طاقت داشته باش .. به اندازه اي بودم كه مدام در گوشت بخوانم : كوه باش ... فكر ميكني بس بود ؟

نميدانم در اين فرصت كم چگونه ميشود اينهمه حرف را يك جا گفت ؟   

...

و اما شما مهرزادي هاي مهربان هميشگي ..

اعزامي شما به راهي ميرود كه بايد .. همين فردا كه ماه خوابش ببرد و خورشيد بي امان جايش را بگيرد ..

همين فردا كه از خواب بيدار شويد و ياد اعزامي بيفتيد .. اعزامي اعزام شده است ..

نگران مهرزادم .. مهرزاد كوچك ما هنوز آنقدر بزرگ نشده كه در اين دنياي پر هراس وحم انگيز ، رويا هاي شيريني كه هر شب در گوشش ميخوانديم را ويرانه ببيند ..

نگران خط هشتمم . .. كه روزي به سادگي مهمان شب نشين سراي شبنم وارم شد و امروز خود صاحب سرا ست ..

تنهايشان نگذاريد...

مهرزاد  هنوز آنقدر بزرگ نشده بود كه بدون يكي از ما  بماند و باكش نباشد ..

خط هشتم عزيز مرا در يابيد ... دل ساده اش طاقت اين دوري ناگهاني را ندارد ..

روزي ناگهان آمدم ... ناگهان بودم و ناگهان ماندم ... تا امروز كه ناگهان اعزام شده ام !

دلم به بودن هميشگيتان گرم است ..

مهرزاد و خط هشتم را اول به خدا و بعد به شما ميسپارم ...

 

قبل از خدا حافظي يادگاري از من داشته باشيد بد نيست ..

قبلا قول داده بودم كه هر چي تو اين دنياي مجازي ياد گرفته ام به شما هم ياد بدم كه شايد بلكه اندكي جبران محبت هاي شما رو كرده باشم ... ولي اين اعزام ناگهاني لعنتي مجالم نداد ..

فعلا اين سايت رو از من داشته باشيد تا اگه عمري باقي بود بقيه اش رو براتون بگم :

 اين سايت خيلي به درد ميخوره ... يكي از كارهايي كه ميكنه اينه كه شما ميتونيد متن فارگليسي يا همون فينگليش رو اينجا كاملا فارسي كنيد ..

تو این سایت  ميريد و روي فارسي نگار كليك ميكنيد بعد متن فينگليش مورد نظر رو اونجا كپي كنيد و ... حالشو ببريد !

خوب ديگه .. مهرزادي هاي نازنين .. يه چند تا كلمه هم به زبون خودم حرف بزنم خارج  از دستور !!

مواظب خودتون باشيد ... كامنت بي ربط جايي نذاريد بدون اينكه پست رو خونده باشيد... بابا آخه شايد يكي فحش ناموس نوشته همين جوري ميري ميگي : به به چه قشنگ نوشتي ! به من هم سر بزن خوشحال ميشم !

يه ذره حواستون رو جمع كنيد ... به اين دنياي كثيف بي معرفت هيچ رقمه دل نبنديد ... آخر سر هم اگه را دستتون بود يه حالي به مهرزاد ما بديد كه تنهايي دق نكنه ..

فعلا ديگه خدافظ ...

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 12:41 توسط ..:: اعزامی ::..

سلام به همه دوستاي مهربون مهرزاد

خيلي وقت بود كه به چند تا از مهرزاديهاي مهربون قول داده بودم كه يه پست توپ بذارم براتون .

چند تا مطلب توپ دارم كه احتمالا بعضي ها بلدند و بعضي ها بلد نيستند ! در نتيجه اونايي كه بلدند به اونايي كه بلد نيستن ياد بدن !!!

نه شوخي كردم خودم همشو ميگم !!

حالا قضيه چيه ؟ :

جونم براتون بگه .. اين چند وقتي كه درگير راه اندازي مهرزاد بوديم ، به خاطر اينكه من وقت آزادم از خط هشتم عزيز خيلي بيشتره كارهاي تحقيقاتي و اينجور چيزها رو ناخودآگاه من به عهده گرفتم ! كه بعدا يادم باشه با خط هشتم حساب كنم !!  و در نتيجه اين تحقيقات علمي گسترده !! به يه جاهايي هم رسيدم . ولي  از اونجايي كه تنها خوري عمرا تو ذاتم نيست ، تصميم گرفتم كه نتيجه اين تحقيقات رو بذارم كف دستم  و با شما شريك بشم !

آخه يادتون كه نرفته ! يه وقتي دلم گرفته بود .. اومدم گفتم : آي مهرزادي ها ! اعزامي دلش گرفته .. بد جور هم گرفته ! و ديدم كه دوستاي مهربونم چقدر بهم دلگرمي دادند و شرمنده ام كردند !

خوب نميشه كه هميشه سهم دوستاي اعزامي از رفاقت با اون همش درد و غصه و دل تنگي باشه كه !

اين شد كه امروز بالاخره تصميم گرفتم كه اين پست رو بنويسم ..

سعي كردم اطلاعات رودسته بندي كنم كه راحت بتونيد به نتيجه برسيد . ولي بعد با خودم فكر كردم واسه اينكه پست طولاني نشه و حوصلتون سر نره يه كار ديگه كنم !

 كه اول دسته بندي اطلاعات مذكور رو اينجا مينويسم .. بعد به ترتيب اولويتي كه شما تو قسمت كامنت ها مينويسيد براتون پست ها رو آپ ميكنم .. كه هم هر پستي با عنوان همون مطلب باشه و پيدا كردنش راحت تر باشه و هم اينكه هموني رو بنويسم كه شما دوست داريد بدونيد ..

پس از اين به بعد مطالب آموزشي مهرزادرو با اسم اعزامي مهربون آپ ميكنيم تو قسمت آموزشي ...

حالا دسته بندي مطالب :

1- آموزش ويرايش قالبهاي پرشين بلاگ و بلاگفا به زبان ساده .

2- آموزش  HTML

3- انواع فضاي رايگان براي آپلود انواع فايل بدون دعوتنامه و عضويت .

4- انواع مختلف كدهاي به درد بخور جاوا براي وبلاگ و سايت شما .

5- انواع كدهاي حضور و غياب ياهو با شكلهاي مختلف .

6-ترفند هاي ياهو مسنجر.

7- منابع دانلود انواع موزيك .

8-منابع انواع قالب براي بلاگ فا و پرشين بلاگ ..

9- انواع سايتهاي سرگرم كننده ..

10- انواع مطالب آموزشي در هر زمينه اي ...

11-.... و هرچي كه شما بخوايد و تو اين ليست نباشه !

حالا من آماده ام كه به همه سوالهاي شما دوستاي خوبم تا اونجايي كه بتونم جواب بدم ! اگه سوال خواصي داشتيد كه ميخواستيد جايي بگيد غير از قسمت نظرات ، آي دي من اون بغل دست چپ هست . اگه من هم نبودم به خط هشتم بگيد بهم ميگه ! باز اگه اونم نبود ايميل بزنيد به مهرزاد . مهرزاد هميشه هست ...

ميخوام بگم كه من قدر اون دلگرمي هاي اون روز شما رو ميدونم و همه جوره ازتون ممنونم .. هر چند كاري كه شما كرديد رو نميشه با اين پست يا هزار تا ديگه مثل اين جبران كرد .. ولي من همه سعي ام رو ميكنم كه دوست خوبي براي هم باشيم ..

هم شما براي مهرزاد و هم ما مهرنويس ها براي شما مهرزادي ها !‌...

فعلا ..




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 15:11 توسط ..:: اعزامی ::..

dy>