تبليغاتX
مهـــــــــــــــــــــــــرزاد
 

هميشه هم نگفتن خاموشي نيست ...

و چه دردي بي درمان تر از آنكه بگويي و كسي نشنود !

 

 

 

يك قصه قديمي

يك حال و روز زار

يك خواب خوش

و يك پايان بي دليل !

 

 

راهي كه شايد از اول هم آخرش پيدا بود ...

آخري كه از اول هم پيدا باشد معلوم است كه چه ميشود !

 

  

اين همان باور تلخ گذشته و امروز است !

يعني همان نون اضافه كه بود را به نبود تبديل ميكند ...

همان كه گفتن را به نشنيدن بدل كرده است ...

همان كه ميبيني و نميبيني !!!!

 

وقتي بايد ديده شوي ، همه انگاري كورند !‌

وقتي ميخواهي كسي را نبيني ، همه انگاري ... !!!

 

به قول دوستي ،

انسانها حق دارند همديگر را بكشند ،

اما حق ندارند به قضاوت هم بنشينند !

 

دل تنگ تر از آنم كه شايد بتواني درك كني ...

اينجا قرار بود جايي باشد براي رفع دلتنگي

اما امروز و ديروز و روزهاي پيش تر

ديدنشان فقط دلتنگي ام را بيشتر كرد ...

 

نوشتن اينجا و اين موقع و بدون هيچ برنامه اي چقدر سخت شده است !

از وقتي دو امدادي تبديل به ماراتن شد !

از وقتي ...

چه سودي دارند تكرار مكررات ؟

اين هجويات هميشگي و ماندگار

شايد فتح الباب آن تغييري باشد كه دلت خواست ...

دل تو !

و من گفتم چشم !

 

 

 - در میزنند !

- ...




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 14:52 توسط ..:: اعزامی ::..

dy>